غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

مقدمه 16

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بيمن دولت دورميش خانى * اساس عدل را گرديد بانى برحمت چارهء بيچارگان شد * مراد خاطر آوارگان شد ز رويش گشت چشم بخت پرنور * ز خويش خاطر غمناك مسرور نمود ابر كفش گوهرفشانى * نضارت يافت گلزار امانى سحاب همتش آمد درربخش * درخت بخت دهقان شد ثمربخش كنون ز انصاف او در بيشه آهو * رود با شير نر پهلو بپهلو بشاهين مرغ آبى راز گويد * كبوتر حال خود با باز گويد نلرزد برگ بيد از تندى باد * نيايد هيچكس را ياد بيداد « 1 » در مقدمهء كتاب كه چگونگى تأليف را شرح ميدهد چون بنام خواجه حبيب إله ميرسد شرحى مبسوط با عبارات منشيانهء معمول آن زمان دربارهء القاب و فضايل و كمالات علمى و اخلاقى وى مينويسد و ضمنا بدين اشعار او را مىستايد . ز رايش منتظم احوال عالم * ز كلكش گلشن اقبال خرم ز عدلش عرصهء آفاق معمور * ز لطفش گشته رسم جور مهجور وجودش در درياى فضائل * كفش گوهرفشان بر فرق سائل سليمان زمانرا اوست آصف * سرير سرورى از وى مشرف سپهر جود را خورشيد انور * بباغ فضل سرو سايه‌گستر امين دولت خان زمانه * بحسن خلق در عالم فسانه افاضل پرور عالى مناصب * فضيلت‌گستر وافر مناقب ارسطو فطنت كامل درايت * عطارد مكنت شامل عنايت « 2 » توضيحا اشعارى كه در اين فصل ذكر شد باستثناى دو رباعى ماده تاريخ قتل مير غياث الدين كه گويندهء آنها معلومست ، باقى همه ظاهرا از آثار طبع خود صاحب حبيب السير است كه درجهء متوسط او را در شعر و شاعرى نشان ميدهد اكنون عين عبارت او را دربارهء تاريخ و چگونگى تأليف كتاب با تلخيص و پيراستگى از حشو و زوائد اوصاف و القاب بشنويد :

--> ( 1 ) - جزو 4 مجلد 3 ص 384 ( 2 ) - مقدمه كتاب : ص 7 طبع حاضر